قبل از اعزام این آخرین جمعه ایست که میتوانم با شما عزیزانم درد و دل کنم تصمیم گرفتم در مورد آقام بگم ، با اینکه زبان من از بیان الطافش نا توانه ...
آقایی که غریبه نیست ولی غریبه !!!
به خدا خیلی مهربان و لطیفه ...
تا میگی آقا میگه بله ...
وای چقدر نازنینه ...
خیلی با صفاست ...
تنها کسیست که ارزش عشق را داره ...
امام زمانه ولی زمانمونو به او نمیدیم .همیشه تنهاش میزاریم.میگیم دوسش داریم ولی همیشه قلبشو بدرد میاریم.یاد نمیدم تا حالا جوابمو نداده باشه ولی من زیاد بهش بد کردم .خیلی با گناهام آزارش دادم.خیلی وقت ها با دیر نماز خوندنم ناراحتش کردم .آقا ببخشم ...
آقا پس کی میای ؟؟؟ آقا دیگه طاقتم تموم شده . اکثره جمعه ها بغضم میترکه و میگم میشه آقا امروز بیان ؟ به خدا الآنم اشکم جاری هست ولی آروم نمیشم . کسی را نبود که ببینم و احوالتو ازش نپرسم !
چند روز بیشتر نیست که از جمکران اومدم ولی دلم دوباره تنگ شده . آقا دیگه به کی قسمت بدم ؟؟؟ آقا درسته که من خیلی بدم .درسته که گناهکارم ولی خودت میدونی که عاشقتم.امروز از بس اشک ریختم دیگه اشکم تموم شده .
میدونم خودتم نالانی... میدونم خودتم میخوای بیای.به خدا خیلی برای فرجت دعا میکنم . ولی خدا جوابمو نمیده.همه ی قنوت هام بوی تو را میده .آقا دلم غروب جمعه ها میگیره .میگم خاک بر سرت بازم آقات نیومد.دیدی لیاقت نداشتی؟؟؟؟
آقا بگو بمیرمن میام ، به خدا میمیرم.
آقا همینجوری هم دارم آب میشم... آخه منم آدمم.خودت بهتر میدونی که طاقت ندارم...
امروز قبل از دعای ندبه زمانی که شعر مجنونت ، آقاسی پخش میشد.داشتم میترکیدم.دیگه با چه زبانی بگم دوست دارم؟ آقا به خدا بیا !
آخه تا کی به امید دیدنت به انتظار بنشینم؟؟؟ نازنینم 21 سال گذشت ؟ خدا نکنه نبینمت و بمیرم . خدا جون اگر الآنم میخوای بمیرم گلایه نمیکنم ولی به پهلوی شکسته مادر مظلومه سیدها قسمت میدم بزار اول آقامو ببینم.
درسته با چشام گناه کردم . ولی خودت میدونی نادانیم بوده .
آقا دلم تنگـه ... آقا بیا ... بیا
ای دو ســه تا کوچــه ز ما دورتـر نغمه تـو از همــه پـــر شــور تـر
کاش که ایـن فاصله را کـم کنیم مهنت ایــن قافلـه را کــم کنیـم
کاش که همسایه ما می شدی مایــه آســایش ما می شــدی
هــر کـــه بـــه دیـــدار زائر شـــود یک شبه حلال مسائــل شــود
دوش مراحال خوشی دست داد سینه ما را عطشی دست داد
نام تـو بـردم لبــم آتــش گـــرفت شعله به دامان سیاوش گرفـت
نـام تـو آرامـش جـان مـن اسـت نامه تو خط اعمــال مــن اسـت
ای نگهـــت خـــواستـــه آفتــــاب برمـن ظمت زده یک شب بتاب
پــــرده بــر انــداز به چشــم تـرم تا بتوانـــم بـــه رخــــت بنگـــرم
برای سلامتی و فرج آقامون صلوات بفرستید .
نوشته شده توسط داداشی در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت 16:38 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگي هاي عالم
شيشه قلبم آنقدر نازك شده كه با كو چكترين تلنگري ميشكند
دلم مي خواهد فرياد بزنم ولي واژه اي نمي يابم كه عمق دردم را در فرياد منعكس كند فريادي در اوج سكوت كه هميشه براي خودم سر داده ام
دلم به درد مي ايد وقتي سر نوشت را به نظاره مينشينم
كاش مي شد پرواز كنم
پروازي بي انتهاتا رسيدن به ابدييت...................
كاش مي شد
در ميان هجوم بي رحمانه درد خودم را پيدا كنم
نفرين به بودن وقتي با درد همراه است
بغض كهنهاي گلويم را ميفشارد
به گوشهاي پناه ميبرم
كاش اين بار هم كسي اشكهايم را نبيند
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
مهسا
بي وفا
ع.ش.ق
سر راس
فريادزمونه
پسـر یزدی
دختـر سایه
شعر و سرود
زندگی زیباست
عشق كريستي
آنچه از دل برآید...
جملات زیبای کوتاه
افسون كودك طبيعت
تقدیم به تنها مهربونم...
کسی که مثل هیچکس نیست
دختری از نسل باران
صبر و انتظار من
ستـاره عاشق
سکوت تاریکی
بــر بــاد رفتـه
دوازده رفیِق
محمد امین
بوی بـارون
مریم تنها
عروسک
مرتضـی
اراجیـف
بغضچه
مهـدی
کتایون
بهزاد
لیلا
نوشته های پیشین
بشنوید !...
POWERED BY